تبلیغات
موسسه قرآنی امام حسن مجتبی(ع) ساری - آیا درست است بگوییم امام خامنه ای؟
سایت من
آخرین عناوین
مطالب سایت
درباره سایت

آمار و امکانات سایت

آمار سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

سایت من

پیوندها، پیوندهای روزانه، موضوعات، نویسندگان و ...


موضوعات مطالب سایت

نویسندگان سایت

  • موسسه قرآنی امام حسن مجتبی(ع) تعداد پست ها: 456
  • سوره الفرقان تعداد پست ها: 4
  • سوره یاسین تعداد پست ها: 12
  • سوره الفاتحه تعداد پست ها: 376
  • سوره الرحمن تعداد پست ها: 4
  • سوره النصر تعداد پست ها: 89

نظر دوستان درباره قالب جدید وبلاگ چیه؟

آخرین نوشته ها، آرشیو و برچسب ها

موسسه قرآنی امام حسن مجتبی(ع) ساری

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه قرآنی امام حسن مجتبی (ع) ساری میباشد

درباره سایت

موسسه قرآنی امام حسن مجتبی (ع) شهرستان ساری از سال 1386 تاکنون مشغول به فعالیت می باشد.که از سالیان گذشته جلسات این موسسه به صورت گردشی در منازل قرآن جویان برقرار بوده است. قرآن آموزان شامل فارغ التحصیلان دانشگاه، دانشجویان کارشناسی ارشد، کارشناسی، کاردانی و دانش آموزان ممتاز مقاطع راهنمایی و دبیرستان می باشند.
برنامه های کلاس موسسه که هر هفته چهارشنبه برگزار می شود شامل قرائت، تجوبد، تفسیر موضوعی قرآن، احکام و مسائل اخلاقی است که در نهایت با مجلس روضه و دعا به پایان میرسد.علاوه بر اینها فعالیتهای فوق برنامه از قبیل اردوهای زیارتی و سیاحتی و تفریحی نیز برقرار است.
هزینه شرکت در کلاسها رایگان می باشد.

کلیه حقوق این سایت محفوظ است

مطالب سایت

موسسه قرآنی امام حسن مجتبی(ع) ساری

آیا درست است بگوییم امام خامنه ای؟

سلام آیا درست است بگوییم امام خامنه ای و دلایل گفتن امام خامنه ای رو بگویید و كلمه ی امام را در موردش توضیح دهید.

             
در ابتدا در مورد واژه امام توضیح مختصری عرض کنم:
امام"(به كسر) و امام"(به فتح) هم ریشه ‏اند. "اَمام"(به فتح) به معنای جلو و رو به رو و "اِمام"(به كسر) به معنای پیشوا و جلودار، آن كه از او پیروی می شود (خواه انسان باشد یا كتاب یا چیز دیگر) این شخص یا چیز پیروی شده ممكن است حق باشد یا باطل..
عرب‏ها به ریسمانی كه بَنّاها به دیوار می كشند تا دیوار راست بنا گردد، "اِمام" می گویند.
قرآن خود را اِمام معرفی می كند.(یس (36) آیه 12)
نیز به پیشوایان هدایت و عصمت (انبیا (21) آیه 73) و دیگر پیشوایان(حق یا باطل) امام اطلاق می كند.

در عرف اسلامی به كسی كه در نماز جماعت جلودار است و دیگران از او در نماز خواندن پیروی می كنند، امام جماعت می گویند. نیز به پیشوا و عالِم مذهبی، امام گفته می شود، مانند امام فخر رازی، امام ابوحامد محمد غزالی، امام بخاری و... .
به پیشوای سیاسی نیز امام گفته می شود، مانند امام موسی صدر(رهبر شیعیان لبنان). بر آیت الله خمینی چون پیشوای مذهبی، سیاسی و رهبر انقلاب اسلامی ایران است امام اطلاق می شود.

طبق همین معنا اطلاق امام به آیت الله خامنه ‏ای روا است.

اگر در عرف ما ایرانیان متداول نیست كه به ایشان امام خطاب كنیم، امّا در عرف عرب زبانان این اطلاق شایع است. عرب‏ها به آیت الله خامنه‏ ای، امام خامنه ‏ای می گویند.
افزون بر این‏ها در فرهنگ شیعه و در اصطلاح خاص علم كلام،واژه امام و امامت از یك بار معنایی ویژه‏ ای بهره‏ مند است. در این فرهنگ امام آن انسان برگزیده ‏ای است كه از سوی خداوند بزرگ رهبری امت را در دست دارد و از ملكه عصمت بهره‏ مند است. امام بدین معنا بعد از پیامبر(ص) در دوازده تن منحصر است. اطلاق كلمه امام به رهبر كبیر انقلاب آیت الله خمینی بدین معنا نیست كه ایراد گرفته شود مگر ما از دوازده امام بیشتر داریم كه به آیت الله خمینی امام گفته می شود. این ایراد در واقع خلط بین این چند معنا است.
چون در فرهنگ شیعه امامت از بار معنایی خاص بهره ‏مند است و با اطلاق كلمه امام، امام معصوم در ذهن تداعی می كند، بدین جهت برای ما شیعیان ایران سنگین و نا مأنوس بود كه كلمه امام را به آیت الله خمینی اطلاق نماییم. بدین جهت در آغاز می گفتند: نائب الامام خمینی؛ یعنی آیت الله خمینی عنوان نایبِ عام امام مهدی(عج) را دارد، چون كه فقیهان با شرایط خاص در دوره غیبت كبری نایبان امام مهدی(عج) می باشند.
در جریان مبارزات اسلامی ملت ایران برخی از شخصیت‏های مذهبی اعلان كردند كه به آیت الله خمینی امام (به معنای رهبر و پیشوا) گفته شود و كم كم این عنوان برایشان از مقبولیت اجتماعی بهره‏ مند شد.
در نتیجه منظور كسانی كه به این بزرگواران امام اطلاق می كنند روشن است و ممانعت از این عمل نیاز نیست و این معنا ربطی به امامت مصطلح در نگاه متكلمین ندارد.

اما علت گفتن امام برای رهبری:
دلیل اول :
غربی‌ها با سه کلید واژه‌ی آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر افکار عمومی را اداره می‌کردند. شرقی‌ها با دو کلیدواژه‌ی مبارزه‌ی پرولتاریا با امپریالیسم و برابری. امام خمینی(رحمت الله علیه) پنج کلید واژه‌ ی قرآنی را در مقابل آن پنج کلید واژه قرار دادند.
« امامت محوری، امّت گرایی، عدالت گستری، و دوقطبی مستکبرین _ مستضعفین » اساس تئوری و پنج کلید واژه امام بود.

اصل «امامت‌محوری» مهم‌ترین کلیدواژه امام راحل بود. سیستم امت- امامت حرف جهان شمول اسلامی بود که در عرصه‌ سیاست احیاء شد.

دلیل دوم :
ده سال هر کاری کردیم، یک رسانه‌ی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه می‌گفتند «آیت‌الله خمینی».
سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم «استاد! چرا رسانه‌های شما نمی‌گویند امام خمینی؟ ».
خنده‌ای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!». کیف‌اش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمه‌ی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود. گفت: آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص می‌شود. چون کلمه‌ی "امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار می‌دهیم. کلمه‌ی "رهبر" به نفع ما و کلمه‌ی "امام" به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان می‌گوییم "آیت‌الله"، اما "امام" یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور می‌شود امام امت اسلامی که مسلمان‌های دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را به من گفت.
یک رسانه‌ی غربی یا شرقی را پیدا نمی‌کنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما امتحان کردیم رسانه‌های غربی آیا می‌پذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ می‌خواستیم 60000 مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، قبول نکردند!

دلیل سوم :
شهریور 58 که در مجلس خبرگان قانون اساسی شهید آیت الله بهشتی (رحمت الله علیه) کلمه‌ی امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی (رحمت الله علیه) گفت شما نمی‌توانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند. وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام زمان (علیه السلام) و امام امت اسلامی است، کشور ریخت به هم. بازرگان اعلام استعفای دسته‌جمعی دولت را کرد. امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود. سر یک کلمه کشور ریخت به هم!؟
وقتی امام خمینی از دنیا رفتند آقایی(هاشمی رفسنجانی) آمدند پنج روز پس از رحلت امام خمینی (رحمت الله علیه) در دومین خطبه‌ی اولین نمازجمعه‌ی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند: جمله اولی که گفتند این بود: «ما نمی‌خواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشین ایشان "امام" بگوییم».
این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب؛ امام(رحمت الله علیه) حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه؛ قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال 48 مطرح کرده، شما می‌گویی نمی‌خواهیم؟ به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشین‌اش نمی‌گوییم" امام!" انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را می‌خواهم با شما دفن کنم!
جمله‌ی دوم‌شان این بود: «خبرگان مرجع تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام (رحمت الله علیه) نه مرجع است و نه امام .

کلید واژه های اول و دوم (امامت و امت):
وقتی ایشان جای(امام) گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». یعنی عملاً سیستم ملت – رهبر انگلیسی‌ها را پذیرفتیم و سیستم امت - امامت امام خمینی (رحمت الله علیه) را کنار گذاشتیم. وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران قرآنی» که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند، تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی «شهروند و هموطن».

کلید واژه سوم (عدالت گستری):
اما کلمه‌ی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدس‌ترین کلمه‌ای که آقای هاشمی در دوران ریاست‌جمهوری‌شان ابداع و تحمیل کردند به نظام اسلامی، کلمه‌ی «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و پیامبراکرم (صلّی الله علیه و آله) و علی مرتضی (علیه السلام) تعریف می‌کنند، اما «توسعه» را صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و صهیونیست‌های عالَم.

کلید واژه های چهارم و پنجم (مستکبرین و مستضعفین):
در عرصه‌ی بین‌الملل هم دو کلیدواژه‌ی قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و گفتند «مستکبرین» فحش و توهین‌آمیز است! به جایش بگوییم «قدرت‌های جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آن‌ها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرت‌های جهانی» باید با آن‌ها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیب‌پذیر»؛ یعنی آدم‌های بی‌عرضه‌ای که خودشان پذیرای آسیب‌اند!
این گونه پنج کلیدواژه‌ی قرآنی امام خمینی(رحمت الله علیه) که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود، تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژه‌هایی که دشمنان می‌خواستند.
تا موقعی که کلیدواژه‌های قرآنی امام راحل (امامت محوری، امّت گرایی، عدالت گستری، و دوقطبی مستکبرین _ مستضعفین) - که رأس آن‌ها امام بودن ولی فقیه است- احیاء نشود، هر کاری که بکنیم، وصله‌پینه کردن است.
حالا کلید واژه هایی را که امام خمینی(رحمت الله علیه) از قرآن کریم جایگزین آن پنج کلید واژه کردند را فهمیدیم که اصولا الان هم باید سر مشق زندگی ما و اساس تمام حرکات دینی و سیاسی ما باشد اما در این زمان می بینیم که خبری از آن پنج کلید واژه در زندگی ما نیست. چرا؟
مشکلی که هست هم این است که همه می‌گویند «دیگران بگویند ما هم می‌گوییم! ». اصولگراها می‌گویند صدا و سیما شروع کند، ما هم می‌گوییم ! صدا و سیما می‌گوید ما که از روحانیون نمی‌توانیم جلو بیفتیم! روحانیون می‌گویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمی‌توانیم جلوی مردم بگوییم! مدیران ارشد می‌گویند وقتی جوانان انقلابی هم نمی‌گویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟! و...
بعضی هم می‌گویند نگوییم چون قبلا کسی (حشمت‌الله طبرزدی) این کار را کرده و سابقه‌ی خوبی ندارد این کار در ذهن مردم! خب خوب‌ها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آن‌ها ثبت شود و آن سابقه پاک شود .
آیت‌الله سید محمدباقر حکیم (رحمت الله علیه) پا می‌شود می‌رود نجف. از آن‌جا نامه می‌نویسد به «حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای». یک هفته بعد شهیدش می‌کنند. آن مرد بزرگ می‌فهمد که باید از آن‌جا پیغام دهد «امام خامنه‌ای».
سید حسن نصرالله می‌فهمد در سخت‌ترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنه‌ای! ما اینجا نشسته‌ایم و نمی‌گوییم!؟

اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، می‌فرماید: «انّ عذابی لشدید». روز قیامت هم آن‌جا ندا داده می‌شود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون». هی حرف را انداختند از این طرف به آن طرف! (1)

1. گفتاری از دکتر محمد علی رامین.