تبلیغات
موسسه قرآنی امام حسن مجتبی(ع) ساری - مطالب اخلاق
سایت من
آخرین عناوین
مطالب سایت
درباره سایت

آمار و امکانات سایت

آمار سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

سایت من

پیوندها، پیوندهای روزانه، موضوعات، نویسندگان و ...


موضوعات مطالب سایت

نویسندگان سایت

  • موسسه قرآنی امام حسن مجتبی(ع) تعداد پست ها: 456
  • سوره الفرقان تعداد پست ها: 4
  • سوره یاسین تعداد پست ها: 12
  • سوره الفاتحه تعداد پست ها: 376
  • سوره الرحمن تعداد پست ها: 4
  • سوره النصر تعداد پست ها: 89

نظر دوستان درباره قالب جدید وبلاگ چیه؟

آخرین نوشته ها، آرشیو و برچسب ها

موسسه قرآنی امام حسن مجتبی(ع) ساری

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه قرآنی امام حسن مجتبی (ع) ساری میباشد

درباره سایت

موسسه قرآنی امام حسن مجتبی (ع) شهرستان ساری از سال 1386 تاکنون مشغول به فعالیت می باشد.که از سالیان گذشته جلسات این موسسه به صورت گردشی در منازل قرآن جویان برقرار بوده است. قرآن آموزان شامل فارغ التحصیلان دانشگاه، دانشجویان کارشناسی ارشد، کارشناسی، کاردانی و دانش آموزان ممتاز مقاطع راهنمایی و دبیرستان می باشند.
برنامه های کلاس موسسه که هر هفته چهارشنبه برگزار می شود شامل قرائت، تجوبد، تفسیر موضوعی قرآن، احکام و مسائل اخلاقی است که در نهایت با مجلس روضه و دعا به پایان میرسد.علاوه بر اینها فعالیتهای فوق برنامه از قبیل اردوهای زیارتی و سیاحتی و تفریحی نیز برقرار است.
هزینه شرکت در کلاسها رایگان می باشد.

کلیه حقوق این سایت محفوظ است

مطالب سایت

موسسه قرآنی امام حسن مجتبی(ع) ساری

کمپین تقوا در فضای مجازی، راهنمای فعالیت در فضای مجازی+تصاویر

در مورد ارتباط با نامحرم، از شمار زیادی از علما و مراجع تقلید استفتاء شده است که عموماً چنین پاسخ داده‌اند: «البته ارتباط در این فضا فی نفسه اشکالی ندارد، اما در صورتی که مفسده داشته باشد و یا باعث گناه شود جایز نیست» چون شیطان وعده داده است، بین دو نامحرم حاضر شود و تا آن دو را به گناه نکشد، دست برندارد. به همین خاطر جمعی از فعالین حوزه مجازی با راه اندازی کمپینی به نام "تقوا در دنیای مجازی" درصدد ایجاد تلنگری به نسل جوان هستند. این افراد با انتشار کارتون‌های مختلف به کاربران می آموزند که رفتار در دنیای مجازی و حقیقی تفاوتی با هم ندارد. مخاطب عمده این کارتون های گرافیکی جوانان مذهبی هستند. کارتون های زیر گوشه ای از تولیدات این افراد است:

1-خدای دنیای واقعی همان خدای دنیای مجازی ست؟ اگر خودش را در جهان واقعی ببینی، یحتمل سرت را می‌اندازی پایین و عبور می‌کنی، ولی اسمش را، نوشته‌اش، کامنت‌اش را، چراغ روشن‌اش را که در دنیای مجازی می‌بینی، چشمت تنگ‌تر می‌شود، خیره‌تر می‌شوی به مانیتور، شاید ضربان قلبت هم کمی بالاتر برود.

2-دخترکم؛ از نظر قرآن یکی ....

غم نان مخور ...

حجت الاسلام حاج آقا محسن کافی» از شاگردان «آیت الله میرزا علی فلسفی» در بیان خاطره‌ای این فقیه برجسته نقل می‌کند:
«زمانی که قصد داشتم برای ادامه تحصیلات حوزوی از مشهد به قم مهاجرت کنم، خدمت استاد رفتم و از ایشان خواستم مرا نصیحتی کنند.
میرزا علی فلسفی لبخندی زدند و فرمودند: من هم زمانی که می‌خواستم از شهر مقدس نجف به ایران مهاجرت کنم خدمت یکی از علمای بزرگوار نجف رفتم و همین درخواست را از ایشان مطرح نمودم. آن مرجع تقلید به من فرمودند: میرزا علی من تا به حال که حدود ۹۰ سال از عمرم می‌گذرد تا کنون یک‌بار هم پیش نیامده اول ماه آنقدر پول داشته باشم که تا آخر ماه را برایم کفایت کند. اما از آنجا که توکلم به خدا بوده و روزی را از خدا خواسته‌ام حتی یک روز هم نیازمند پول و نان شبم نشده‌ام. با این حرف آرامش خاصی یافتم و حالا من هم همین توصیه را به شما می‌کنم. هرچه می‌خواهید از خدا بخواهید که روزی رسان خداست.»


3749_sunnah.jpgآیت الله میرزا علی فلسفی از علمای بزرگوار و برجسته حوزه علمیه مشهد مقدس و از برجسته‌ترین درس آموزان مکتب آیت‌الله خوئی بودند و شاگردان بسیاری را تربیت کرده و به جامعه علمی کشور تقدیم نمودند. ایشان مقارن اذان ظهر روز تاسوعای سال ۱۴۲۷ قمری، برابر با ۱۹ بهمن ۱۳۸۴  ندای حق را لبیک گفته و به ملکوت اعلی پیوستند.

نصایح علامه حسن‌زاده آملی به کاربران شبکه‌های اجتماعی و موبایلی

شبکه‌های اجتماعی این روزها محفلی برای نقل دیدگاه‌ها و اندرزهای علامه حسن‌زاده آملی شده است.

استفاده از شبکه‌های پیام‌رسان موبایلی و اجتماعی به‌اندازه‌ای رواج پیدا کرده که در واقع می‌توان گفت به امر بی‌بدیل ارتباطات در جهان حاضر تبدیل شده است.


این روزها نصیحت‌های علامه حسن‌زاده آملی به‌وفور در شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان موبایلی به چشم می‌آید و به گوش می‌خورد.
 
برخی نصایح این علامه بزرگوار در ارتباط با استفاده از شبکه‌های اجتماعی و افراد عضو در این شبکه‌ها به‌شرح زیر است:

1 - حق را با یاد کردن و تکرار کردنش زنده کنید.

2 - باطل را با ترک کردنش نابود کنید.

3 - از تصاویر حرام و غیرشرعی پرهیز کنید.

4 - از بحث‌های بیهوده بپرهیزید.

5 - از جوک‌هایی که دین و عبادات و مقدسات و اشخاص و ملت‌ها و قومیت‌ها را مسخره می‌کند، بپرهیزید.

6- مصدر نقل شایعات نباشید و قبل از نقل و انتشار هر حدیث یا روایت یا داستان و خبری از صحت آن مطمئن شوید.

7- بگذارید آن کلامی که می‌فرستید به‌نفع شما گواهی دهد نه علیه‌تان.

8- خودتان را کلید خیر و قفل شر قرار دهید.

9- هر متنی و پیامی که می‌فرستید به‌منزله تأیید و با امضای شماست. نگو که به من رسیده و کپی کرده‌ام.

10- تمام سعی خودتان را برای استفاده بهینه از این تکنولوژی به کار بگیرید و از آن برای دعوت الی اللّه و امر به معروف و نهی از منکر و آموزش مسائل دینی و فرهنگی و علمی و آموزشی استفاده کنید یعنی به‌عنوان یک اصلاحگر به‌تمام معنا، و نیت خودتان را درست و خالصانه کنید.

11- برای بیان حق مجاملات و رودربایستی را کنار بگذارید٬ دین و حق بر هر چیز مقدم و شایسته‌تر هستند.

12- تصویر پروفایل شما و پیام‌هایتان معرف شخصیت شماست.

چای تلخ (بسیار زیباست)

در حکمت 158 نهج البلاغه آمده: برادرت را با احسانی که در حقش می‌کنی سرزنش کن و شر او را با بخشش به او برگردان.

بعضی ها مثل «چای تلخ» هستند، هر کاری که با چای تلخ می‌کنی باید با آنها هم بکنی. ما چای را با قند یا شکر می خوریم.

امیر المومنین علی(ع) می فرماید: که اگر کسی تلخ بود شما با شیرینی با او برخورد و صحبت کن.

حالا بعضی ها بدتر از چای هستند، قهوه هستند. هرچقدر هم که در قهوه شکر بریزید شیرین نمی‌شود؛ اما قابل تحمل می‌شود و تلخی آن قابل کنترل می‌شود، حتی اگر مثل قهوه باشد. با او تلخ صحبت نکن و تلخ رفتار نکن. نگویید که او باید چوب بخورد. مگر نمی‌خواهی که او دردش بیاید. این کاری را می‌گویم اگر انجام بدهید او بیشتر دردش می‌آید. یعنی وقتی کسی به شما لطمه‌ای زد، اگر شما به او خدمت کنی شرمسار می‌شود. او حاضر است که به او توهین بکنی ولی این کار را نکنی. پس معلوم می شود که سختی این خیلی بیشتر است. لذا امیرالمومنین راه سرزنش کردن را به ما یاد می‌دهد و می گوید: 

چقدر در این دوره نیاز داریم به اینجور انسانها...



در ضلع شرقی مسجد جامع بازار تهران، دکان غذاخوریی بود که بالای پیشخوان دکانش نوشته بود؛ "نسیه و پول دستی داده میشود، به قدر قوه..."


و هر وقت کودکانی که برای بردن غذا برای صاحبکارشان می آمدند، را می دید ... لقمه ای چرب و لذیذ از بهترین گوشت و کباب و ته دیگ زعفرانی درست میکرد و خود با دستانش بر دهان آنها میگذاشت و می گفت مبادا صاحبکارش به او از این غذا ندهد و او چشمش به این غذا بماند و من شرمنده خدا بشم...

او بهترین کاسب قرن حاج میرزا عابد نهاوندی بود معروف به "مرشدچلویی" پیر مردی بلند قامت با چهره ایی بسیار نورانی و خوشرو و با محاسنی سفید...
خدا رحمتش کنه...
چقدر در این دوره نیاز داریم به اینجور انسانها...

همان ریشوی افراطی



یه روز یه خانم مثل هر روز بعد از کلی آرایش کنار آینه,مانتو تنگه و کفش پاشنه بلنده شو پا کرد و راهی خیابونای شهر شد.

همینطوری که داشت راه میرفت,وسط متلک های جوونا یه صدایی توجهش رو جلب کرد:

خواهرم حجابت..

خواهرم بخاطر خدا حجابت 

رو رعایت کن..

نگاه کرد دید یه جوون ریشو,

از همونا که متنفر بود ازشون با یه پیرهن روی شلوار و یه شلوار پارچه ای داره به خانم های بد حجاب تذکر میده..

به دوستش گفت من باید حال اینو بگیرم وگرنه شب خوابم نمیبره,

مرتیکه سرتاپاش یه قرون نمی ارزه اون وقت اومده میگه چکار بکنید وچکار نکنید...

تصمیم گرفت مسیرش رو به سمت اون آقا کج کنه و یه چیزی بگه که دلش خنک بشه,

وقتی مقابل پسر رسید چشماشو تا آخر باز کرد و دندوناش رو روی هم فشار داد و گفت ...

توصیه‌های اخلاقی حاج اسماعیل دولابی درباره خانواده

حتما وقت بگذارید و تا انتها بخوانید ...

مادرت را ببوس، دستش را بوسه بزن، پایش را ببوس، تا به گریه بیفتد، وقتی گریه افتاد خودت هم به گریه می‌افتی. آن وقت کارت روی غلطک می‌افتد و خدا همه درهایی که به روی خودت بسته‌ای را باز می‌کند. این که فرمود: بهشت زیر پای مادر است؛ یعنی تواضع کن.
------------------------------------------------------------------------



نظام خانواده، نظام ارزشمند و محبوبى است که در اسلام هیچ بنایى محبوب‌تر از او پایه‌ریزى نشده است. پیامبر اکرم(ص) مى‌فرماید: در اسلام هیچ نهادى محبوب‌تر و عزیرتر از تشکیل خانواده در نزد خداوند بنا نشده است.


هیچ فایده‌اى بعد از نعمت اسلام برتر و مفیدتر از این براى مرد مسلمان نیست که او همسرى داشته باشد که هروقت به او نگاه کند مسرور و شاداب شود و هنگامى که به او دستور دهد اطاعت کند، و هر وقتى که از نزدش برود حافظ جان خود و مال همسرش باشد.

نظام خانواده از چنان جایگاه و مقام شایسته در اسلام برخوردار است که حتى بر میزان ثواب عبادت و بندگى افراد تأثیر مى‌گذارد، تا جایى که دو رکعت نماز کسانى که تشکیل خانواده داده‌اند برتر از عبادت فرد مجردى است که شب و روز نماز بخواند.

در ادامه توصیه‌هایی از مرحوم محمداسماعیل دولابی از عارفان و سالکان طریق الهی در خصوص «خانواده و اهمیت آن» برای عموم علاقه‌مندان نقل می‌کنیم:

کفاره گناهان

خداوند در قرآن در صفات متقین می‌فرماید:
« و فی اموالهم حق للسائل والمحروم».[1]


شخص متقی و پرهیزکار بوسیله تقوی و از خودگذشتگی
می‌تواند به خداوند برسد و راه سعادت را پیش بگیرد.

سردار عاشورایی

نمونه بارز آن شهدای ما بودند که با برنامه دقیق برای مخارج زندگی از اموال خود قسمتی را برای محرومان در نظر می‌گرفتند.
سردار بزرگ اسلام فرمانده لشکر 31 عاشورا شهید مهدی باکری از نمونه بارز این افراد است.

شهردار ارومیه که بود، دوهزار و هشتصد تومان حقوق می‌گرفت. یک روز به همسرش گفت «بیا این ماه هرچه خرجی داریم را در کاغذ بنویسیم، تا اگر آخرش چیزی اضافه آمد به فقیر بدهیم».
همه چیز را نوشتند؛ از واکس کفش گرفته تا گوشت و نان و تخم مرغ آخر ماه که حساب کردند، شد دوهزار و ششصد و پنجاه تومان.بقیه‌ی پول را داد لوازم التحریر خرید، داد به یکی از کسانی که شناسایی کرده بود و می‌دانست محتاجند.گفت: این هم کفاره‌ی گناهان این ماهمان.
___________________
پی‌نوشت
[1] . سوره الذاریات آیه 1

وقتی شهیدرجایی بچه ‌ها را برای نماز بیدار می‌کرد

بلند صحبت نکنید، بچه از خواب بیدار میشه!!!



روش آقای رجایی برای بیدار کردن بچه ها برای نماز صبح با توجه به اینکه در سن نوجوانی معمولا خواب بچه ها قدری سنگین است و به خصوص خواب صبح که شیرین هم هست، این بود که بالای سر بچه ها می ایستادند و با شوخی به صدای بلند می گفتند:” بلند صحبت نکنید، بچه  از خواب بیدار میشه!!!” .

بچه های ما بین ۶ تا ۱۰ سال سن داشتند و چون خودشان هم مایل بودند و ذوق داشتند، لذا بلند می شدند. تأکید آقای رجایی این بود که قبل از اینکه آفتاب بزند، آنها بیدار شوند، اگر می دید آنها بیدار نمی شوند، بالای سرشان می نشست و با محبت و شوخی شانه های آنها را مالش می داد و کمی حرف می زد تا با لطافت و ملایمت بیدار شوند و بنشینند.

بعد که بلند می شدند شانه های آنها را می گرفت و آنها را تا نزدیک دستشویی همراهی می کرد و قبل از رسیدن به دستشویی با شوخی یک ضربه ی ملایم با کف دست به پشت آنها می زد! با این روش های بسیار عاطفی توأم با مهر و محبت می خواست فرزندانش به نماز عادت کنند و از این امر هم خاطره تلخی نداشته باشند.


راوی: همسر شهید محمد علی رجایی

شریک زندگی فهیم

شریک زندگی فهیم

در بنى اسرائیل مرد نیكوكارى بود كه مانند خود همسر نیكوكار داشت مرد نیكوكار شبى در خواب دید كسى به او گفت: خداى متعال عمر تو را فلان مقدار كرده كه نیمى از آن در ناز و نعمت و نیم دیگر آن در سختى و فشار خواهد گذشت اكنون بسته به میل توست كه كدام را اول و كدام را آخر قرار دهى.
مرد نیكوكار گفت: من شریك زندگى دارم كه باید با وى مشورت كنم. چون صبح شد به همسرش گفت: شب گذشته در خواب به من گفتند نیمى از عمر تو در وسعت و نعمت و نیم دیگر آن در سختى و تنگدستى خواهد گذشت اكنون بگو من كدام را مقدم بدارم؟
زن گفت: همان ناز و نعمت را در نیمه اول عمرت انتخاب كن.
مرد گفت: پذیرفتم.

بدین ترتیب مرد نصف اول عمرش را براى وسعت روزى انتخاب كرد. به دنبال آن دنیا از هر طرف بر او روى آورد ولى هر گاه نعمتى بر او مى رسید همسرش مى گفت از این اموال به خویشان خود و نیازمندان كمك كن و به همسایگان و برادرانت بده و بدین گونه هر گاه نعمتى به او مى رسید از نیازمندان دستگیرى نموده و به آنان یارى مى رساند و شكر نعمت را بجاى مى آورد تا اینكه نصف اول عمر ایشان در وسعت و نعمت گذشت و چون نصف دوم فرا رسید بار دیگر در خواب به او گفتند:
خداوند متعال به خاطر قدردانى از اعمال و رفتار تو كه در این مدت انجام دادى همه عمر تو را در ناز و نعمت قرار داد و فرمود:  تا پایان عمرت در آسایش و نعمت زندگى كن. [
1 ]

پی نوشت ها:

-------------------------------------------------

1. نرم افزار نیش ها و نوش ها، سایت اسک دین دات کام.

مادر شوهر و سمّ

مادر شوهر و سمّ
دختری بعد از ازدواج نمی‌توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با او جر و بحث می‌کرد. عاقبت دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد
داروساز گفت اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادرشوهرش بمیرد، همه به او شک خواهند کرد، پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادرشوهر بریزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد در این مدت با مادرشوهر مدارا کند تا کسی به او شک نبرد. دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهر می‌ریخت و با مهربانی به او می‌داد.

هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادرشوهر هم بهترو بهتر شد تا آن جا که یک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت: دیگر از مادرشوهرم متنفر نیستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و دیگر دلم نمی‌خواهد که بمیرد، خواهش می‌کنم داروی دیگری به من بدهید تا سم را از بدنش خارج کند.
داروساز لبخندی زد و گفت : دخترم، نگران نباش. آن معجونی که به تو دادم سم نبود بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادرشوهرت از بین رفته است. [ 1 ]
پی نوشت ها:
-------------------------------------------------
1.محمدحسین قدیری، ماهنامه خانه خوبان، ش 55، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.

تعداد کل صفحات ( 5 ) 1 2 3 4 5