سایت من
آخرین عناوین
مطالب سایت
درباره سایت

آمار و امکانات سایت

آمار سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

سایت من

پیوندها، پیوندهای روزانه، موضوعات، نویسندگان و ...


موضوعات مطالب سایت

نویسندگان سایت

  • موسسه قرآنی امام حسن مجتبی(ع) تعداد پست ها: 456
  • سوره الفرقان تعداد پست ها: 4
  • سوره یاسین تعداد پست ها: 12
  • سوره الفاتحه تعداد پست ها: 376
  • سوره الرحمن تعداد پست ها: 4
  • سوره النصر تعداد پست ها: 89

نظر دوستان درباره قالب جدید وبلاگ چیه؟

آخرین نوشته ها، آرشیو و برچسب ها

موسسه قرآنی امام حسن مجتبی(ع) ساری

کلیه حقوق این سایت محفوظ است

درباره سایت

موسسه قرآنی امام حسن مجتبی (ع) شهرستان ساری از سال 1386 تاکنون مشغول به فعالیت می باشد.که از سالیان گذشته جلسات این موسسه به صورت گردشی در منازل قرآن جویان برقرار بوده است. قرآن آموزان شامل فارغ التحصیلان دانشگاه، دانشجویان کارشناسی ارشد، کارشناسی، کاردانی و دانش آموزان ممتاز مقاطع راهنمایی و دبیرستان می باشند.
برنامه های کلاس موسسه که هر هفته چهارشنبه برگزار می شود شامل قرائت، تجوبد، تفسیر موضوعی قرآن، احکام و مسائل اخلاقی است که در نهایت با مجلس روضه و دعا به پایان میرسد.علاوه بر اینها فعالیتهای فوق برنامه از قبیل اردوهای زیارتی و سیاحتی و تفریحی نیز برقرار است.
هزینه شرکت در کلاسها رایگان می باشد.

کلیه حقوق این سایت محفوظ است

مطالب سایت

موسسه قرآنی امام حسن مجتبی(ع) ساری

وقتی شهیدرجایی بچه ‌ها را برای نماز بیدار می‌کرد

بلند صحبت نکنید، بچه از خواب بیدار میشه!!!



روش آقای رجایی برای بیدار کردن بچه ها برای نماز صبح با توجه به اینکه در سن نوجوانی معمولا خواب بچه ها قدری سنگین است و به خصوص خواب صبح که شیرین هم هست، این بود که بالای سر بچه ها می ایستادند و با شوخی به صدای بلند می گفتند:” بلند صحبت نکنید، بچه  از خواب بیدار میشه!!!” .

بچه های ما بین ۶ تا ۱۰ سال سن داشتند و چون خودشان هم مایل بودند و ذوق داشتند، لذا بلند می شدند. تأکید آقای رجایی این بود که قبل از اینکه آفتاب بزند، آنها بیدار شوند، اگر می دید آنها بیدار نمی شوند، بالای سرشان می نشست و با محبت و شوخی شانه های آنها را مالش می داد و کمی حرف می زد تا با لطافت و ملایمت بیدار شوند و بنشینند.

بعد که بلند می شدند شانه های آنها را می گرفت و آنها را تا نزدیک دستشویی همراهی می کرد و قبل از رسیدن به دستشویی با شوخی یک ضربه ی ملایم با کف دست به پشت آنها می زد! با این روش های بسیار عاطفی توأم با مهر و محبت می خواست فرزندانش به نماز عادت کنند و از این امر هم خاطره تلخی نداشته باشند.


راوی: همسر شهید محمد علی رجایی

روزه خواری باطعم عذاب وجدان

یه وقتایی یه چیزایی پیش میاد که واقعا دلتو میسوزونه، چیزایی میبینی که هضم شدنی نیستن اما وقتی دقیق تر بهش نگاه میکنی میبینی همه گیر شده و کسی عین خیالش نیست...

حرفم با شما یه درد دل و مرور یه دلتنگیه، دلم تنگ شده برای زمانی که "آدم" بودیم...

من خیلیییی سن ندارم اما یادمه بچه که بودم وقتی ماه رمضون یه لقمه میخواستیم تو خیابون غذا بخوریم از خجالت آب میشدیم، اما حالا همش رفتارهایی که میبینم واقعا آتیشم میزنه...

چقدر راحت خانوما یا آقایون روزه خواری میکنن و عین خیالشون هم نیست... حالا خوبه که فطرت و وجدان دروغ نمیگن! اونایی هم که به هر بهونه ای دنبال روزه نگرفتن هستن، دلشون آروم نیست و همش دنبال یه توجیه میگردن!

"مثلا اینکه شما فضای کاریتون با ما فرق داره، اگه شما هم تو این هوای گرم کار میکردی نمیتونستی روزه بگیری!" و بعد بدون اینکه توضیحی خواسته باشی شروع میکنه به توجیه کردن که آب به بدن نرسه کلیه ها اذیت میشن و اصلا نمیشه با این شغل روز گرفت و ...

یکی از دوستام که برای تفریح بعد از ظهرها کار با چوب انجام میده میگفت چون میدونم خیلی تشنه میشم روزه نمیگیرم...!

 

همه هم دنبال توجیهی میگردن که خودشون رو راضی کنن، یعنی صدای درونشون رو خفه کنن!
یکی از این صدا خفه کن ها هم برای رستورانهاییه که خدا اندازه قیمت چند پُرس غذا هم براشون... :((

به بهونه مسافر اجاقشون روشنه، قبول، ما باور کردیم! خدا هم رحیم و بخشنده ست!
خودت از خودت خجالت نمیکشی...؟

اما بنازم به مرام کسانی که واقعا مریض هستن و معذور اما دل تو دلشون نیست تا بعد از بهبودی دوباره روزه بگیرن و اینکه نمیتونن روزه باشن شرمندشون میکنه...

دلم تـــنگ شده برای "آدم بودنمون"،
خدا نکنه دوباره سقوط کنیم!
اولین بار از بهشت سقوط کردیم و شدیم زمینی،
 این بار راه به کجا میبریم؟؟؟
 

هوا که گرم میشود ایمان کجا میرود؟

(بسم الله الرحمن الرحیم)

اصولا سالی یک بار یاد مبارزه با بدحجابی می افتیم و تهاجم فرهنگی را با گوشت و خون و پوست و تمام اعضا و جوارحمان احساس می کنیم!!!
آن هم وقتی است که هوا رو به گرمی می گذارد و لباس ها از تمامی جهات آب می روند!



نمی دانیم ؛
* مقصر بنجلیات چینی است که جنس هاشان نامرغوب است و بعد از یک بار شسته شدن طول و عرض کم می کند،
* مقصر ستاد امر به معروف و نهی از منکر است که سه فصل سال را در خواب است و تابستان ها دوره کاری اش شروع می شود،
* ایراد از ماهواره هاست که تا می توانند برهنگی ترویج می کنند،
* قصور از ویترین مغازه های داخلی است که لباس های تن مانکنشان در اوج قناعت تنها نیم تا یک متر پارچه مصرف کرده اند
* یا ایراد از هواست که غفلت می ورزد و جهالت می کند و در اقدامی نابخردانه گرم می شود!!

اصولا و اساسا ما انسان هایی هستیم که تا اتفاقی نیفتد به فکر چاره و درمان نخواهیم افتاد.


با مضمونی با عنوان مدیریت بحران کاملا بیگانه ایم و به شدت معتقدیم ماهی را هر وقت از آب بگیریم تازه است!

و چشم می بندیم بر این واقعیت که نوشداروی بعد از مرگ سهراب کارساز نیست.

سال هاست این سریال دنباله دار در کشور جریان دارد.

گرمای هوا مساوی است با شال هایی که ...

پوستر/ جهادی برای خشکاندن گناه

كسی را می بینید خلافی مر تكب می شود، دروغی را ، غیبتی را ، بی اعتنایی به محرمات دین را ، بی اعتنایی به مقررات را ، پوشش نامناسب را ، هر كدام از این كارها را كسی انجام داد یك كلمه،لازم نیست با خشم باشد، یك كلمه آسان بگویید این كار شما خلاف است، نكنید.شما بگویید، دیگری بگوید گناه در جامعه می خشكد.
(سخنرانی مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان و دانش آموزان 1370/8/15)

... برای مشاهده پوستر در سایز اصلی بر روی آن کلیک کنید ...

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات